ترکمنستان، ناتو و امنیت انرژی

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ، قطع صادرات گاز توسط ترکمنستان، بحثهای رسانه ای و سیاسی متعددی را برانگیخته است. این گزارش به دنبال برسی و ارزیابی چالشهای موجود در روابط دو کشور به ویژه نقش ناتو و امنیت انرژی می باشد. بعضا برخی از این موارد می تواند به عنوان فرصت و اهرم فشار مورد استفاده کشورمان قرار بگیرد.

جمهوری ترکمنستان در دسامبر 1994 به برنامه مشارکت برای صلح ناتو(PFP) پیوسته و همواره آن را تمدید کرده است و از این رهگذر تماسها و ارتباطات نظامی خود را با ناتو گسترش داده و در جهت اصلاح نیروهای نظامی خود کمکهای موثری را از ناتو دریافت کرده است. 

به طور کلی پیوستن ترکمنستان به برنامه مشارکت برای صلح ناتو به معنای نامزدی برای عضویت کامل در این سازمان است. 

عضویت ترکمنستان در ناتو و حضور نظامی دراز مدت آمریکا در منطقه دریای خزر ممکن است منجر به تغییر راهبردهای این دو قدرت از تاکید بر همکاریهای اقتصادی با کشورهای منطقه به همکاریهای نظامی و امنیتی گردد. با توجه به اهمیت منطقه به دلایل ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ، برای ج.ا.ا. حضور ناتو و آمریکا موجب تحدید حوزه فعالیت سیاست خارجی کشورمان خواهد شد.

نظر به اینکه ترکیبی از نیروی نظامی و انرژی، ابزار اصلی قدرت در منطقه ای مانند قفقاز جنوبی را تشکیل می دهند، به خاطر اهمیت فزاینده منابع انرژی، درهم تنیدن بیشتر این دو ابزار سیاسی نه تنها در منطقه اوراسیا بلکه همچنین حتی در سرتاسر جهان قابل پیش بینی است. این مساله در تقابل با این اندیشه است که ابزار اقتصادی (انرژی ) جایگزین ابزار نظامی شده است. بنابراین، کشورها و سازمانها به یک هماهنگی حساب شده بین ابزارهای نظامی و اقتصادی به منظور هدایت و پیشبرد یک سیاست امنیتی موفق، نیاز خواهند داشت.

ناتو با توجه به برنامه مشارکت انفرادی برای صلح، دیدارهای متعددی با ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان در سطح سران و سفیر داشته است. ناتو خود را ملزم به همکاری با این شرکا در مورد امنیت انرژی به عنوان یک حوزه اولویت آشکار برای گفتگو، مذاکره و تعامل می داند. بر این اساس این شرکا ابزارها و ساز و کارهای مورد نیاز خود برای رویارویی با این چالشهای امنیت انرژی منطقه خزر را تعریف و فهرست می کنند. ناتو همچنین به حرفه ای سازی و استاتدارد سازی نیروها و ساختارهای  نظامی کشورهای ساحلی خزر را کمک کرده است.

 در همین زمینه افزایش همکاریهای ناتو و ترکمنستان می تواند در دور زدن روسیه و ایران با خط لوله ترانس کاسپین نمود عینی یابد و ایران را از ترانزیت گاز ترکمنستان به اروپا محروم کند.

از آنجا که موضوعات امنیت انرژی توجه سازمانهای نظامی- امنیتی را به خود جلب کرده است. با توجه به گستره فعالیت این سازمانها اعم از ناتو، گوام، در قفقاز جنوبی، ناتو کم کم به سمتی حرکت می کند که به عنوان نگاهبان امنیت انرژی در منطقه اوراسیا تبدیل شود و برنامه همکاری ناتو و ترکمنستان نیز می تواند موضوع ترانزیت انرژی را نیز شامل شود. لذا هوشمندی در لزوم حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات با کشورهای همسایه در حوزه  های انرژی و غیره، می تواند مانع از ورود بازیگران فرامنطقه ای در بازی بزرگ جدید و تامین منافع ملی کشور باشد و تسری همکاریهای فنی و اقتصادی به نتایج ملموس همگرایی سیاسی منجر شود.

نادعلی بای/سردبیر