طنز: وکیل النفت!

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،در همین رابطه روایتی خواندنی در کتاب«تحف النفت و الجنوب»بیافتیم که بسیار جلب نظر می نمود. براساس نقلی از سیاست پیشه گان ،مولف کتاب آورده است که بیژن را بسیار گرفتار وکلا ببودی در مجلس، به گونه ای که در اوقاتی کار از پیش نمی رفتی و گِره اندرگِره میافتادی .روزی در اندرونی حکیمی را بخواست که با این جماعت موی دماغ  چه بایدکردمی؟  حکیم را کمی تامل بنمودی و در چشمان بیژن درنگ نمودندی که: حاضری سرکیسه را شُل نمائی و فراکسیونی نمک پروده درست بنمائی که نه تنها از دماغت کنده شوند بلکه تُرا در مجال تنگی بپایند و حمایت نمایندی؟بیژن را چهره گُل انداختی که به یقین توصیه ات گوش فرا دهم که بسرعت بگو که مرا دِق کردمی.

حکیم به بیژن بگفتی که یکایک وکلای مجلس را بخواه و توصیه بسیار به آنها که اگردر استخدام وزارت نفت نیستید همی خسران دیده اید و مجال را بفوریت که  بیابید و پرونده تان را بسرعت در کارگزینی همی تغییر وضع بدهمی و از آن اداره و شرکت مُفلس که بودی به فُوت آبی می شوید:کارمندی نفتی!که منفعت را بسیار و بازنشستگی به از بهار! بعلاوه هرگاه هیاتی به خارج از کشور هم برفت در معیت بکام شیرین بگشتی در بلاد کفر و روح را ترنمی می باید که در سنین بالا بس واجب آمده و عمر را بس نیکو و خرم می سازدی.

یکی از وکلا به راوی چنین بگفت که اندر نمایندگان استان نفت خیز جنوب در دوره پیشین را هفت تایشان را بیژن نفتی بنمود و آب از آب هم تکان نخورد.حتی وی قصه را عمیق تر نموده و یکی از وکلا را که بازنشسته اداره ای ضعیف بود در همان ابتدای دوره وکالت توصیه نمودی که تقاضای بازگشت بکار بده و سپس پرونده ات را به وزارت نفت بیاورده و تو را بازنشسته نفتی بسازیم که منفعت در آن بسیار است برای تو و برای رعیتی که تو وکیل آنهائی.شتاب بنما!

بدین ترتیب سِحر و سیاست بیژن در کالبد برخی وکلای جنوبی بکار بسته بشد و اندرونشان پالایشی نفتی بگشت و از موی دماغ بیژن کنده بشندندی که بسیار می توانستی دردسر بیافرینی.

حلاوت نزول پرونده از اداره ای فکسنی به وزارت پر از جلال و شکوه نفت بر دماغ برخی دیگر از وکلا آنچنان شیرین بیامد که عنان از کف داده و ردی برای حضور فک و فامیل هم بیافتندی تا بدین ترتیب وکیل الرعایا با حقوق و مواجب نفتی سفره بیاراستند و بطریق اولی سزاوار نبود نمک خورده بیژن، نمکدان بیژن بشکنند که نمی شکنند. چنانچه هنوز بر مرکب آرم دار نفت می نشینی و رعیت را حقوق پاس می داری بسیار تا حظ روزگار برد