طنز:مباحثه بیژن و بیژنک پیر!

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،  اندکی مجال ببایدتا رحَل اقامت بتوانی بفوریت به بالا ببری و ما در اندک چشم بهم زدنی بی هیچ مجالی ترا بردیم اینچنین بالا و تو زبان در کام نگذاشتی وسفره مان بهم بریختی!

باری حکایت این چنین بود که در مجالی به غایت تنگ که ضرورت را به گزارش مضاعف بود، بیژن از بیژنک پیر اندرجنوب، آمار و ارقام به دقت تمام بخواست.از استخراج و میزان حواله نفت که به لوله نمودندی تا هر آنچه به توسعه در هورالعظیم و... بچَپان در این گزارش، تا مَلات را پر شود و روی خوش بالادست بر ما ارزانی گردد.زیرا بسیار نیازمندیم .تو خود گزارش را صیقل بس بده و بالایش را پرو بال رنگ بزن. بیژنک از این مطالبه متعجب بشدی.پس سوال بنمودی از چه حال اینگونه پریشانی و عجولانه گزارش این گونه بدقت از ما میطلبی؟پس این همه گزارش به بالا اندر می کنیم، شما را بس نیست؟ بیژن را روی از شوخ به جدیت عوض نمودی و تاکید که دخالت بکار تو نیست، برو و فرمان همان که گفتم اگر ناتوانی و پیری بر تو غالب شده و فرتوت بگشتی ،جوانی بر تو ترجیح کنم وباز ترا نشسته درآورم و پسر و پسر خاله بیکار شوند؟
 
القصه چندی ایام سپری بشد و گزارش از بیژنک در اعداد و ارقام تولید و توسعه بسیار بالا نمودندی چنانچه از حَد بگذشت و در مخیله نگنجید، از بس بسیار بود! اما دریغ که بیژنک پیر از فرط ناخودسازی ،حواس را بغایت بر این گزارش ننهاد و یکسره به درگاه بیژن حوالت نمودندی آنچه دقیق نبود و در آن لاف و گزاف بِل بسیار ببودی!
 
بیژن را رویت بر گزارش بیژنک اوفتاد. یک بار بخواندی.دوباره نیز بخواندی و انگشت حیرت به دهان بگرفتی که مگر این اعداد در مخیله می گنجد که من به بالا سرایت دهم؟سر را از فرط غضب در دو دست بگرفت و برخویش دشنام بداد بخود از این مدیر به نفت اندر نشسته فرتوت.لاجرم چاره در آن دید تا بیژنک را در اسرع اوقات از جنوب فرابخواندی و او هم به جِد حاضر بگشتی!
 
بیژن را فریاد بداد که این ارقام از کجایت آمده که پر از لاف و گزاف نمودی و اگر مرا دقت ننمودی در این گزارش ،حال شوخ خاص و عام می شدم؟مگر ترا خودسازی از کالای خوب برنیامده که اینگونه به پرت زدی سبیل را؟
 
بر بیژنک پیر این سخن گران آمد .چنانچه خویش این خبر را بداد بیرون که، بر بیژن بتاختمی و سخنش بر من نتابیدو ناخوش احوال شدم و دل به دریا زدم و بگفتم: کالای ما نامرغوب است و کالای شما مرغوب،لاجرم نتیجه چنین خواهد بود.پس برمن خرده نگیر!

بدین گونه و به روایت صاحب تالیف«تُحف النفت والجنوب»خبطی گران از سر بیژن بگذشت و نفس براحتی بکشید و بیژنک نیز از جواب خویش خشنود که از پس رئیس برآمده و بسیار این قصه را نقل بنمود .چنانچه نگارنده این روایت را به شکیبائی تمام کِش برفت وثبت بنمود تا آیندگان بخوانند وعبرت بجویند.