زیرپوست شرکت نفت و گاز پارس چه می گذرد؟

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،زیرپوست شرکت نفت و گاز پارس جریاناتی درحال وقوع  اند که می توان از آن به عنوان جفت شش  وزارت نفت در شرایط حساس کنونی یاد کرد؛ شرکتی با دو دهه سابقه فعالیت در حوزه  گاز چندی است دچار حاشیه های فراوانی شده است؛ حاشیه هایی از جنس مدیریتی، یک سناریوی نخ نما شده که روز به روز سایه خود را بیش  از گذشته  برسر  شرکت ها و سازمان های کلیدی می اندازد.  

وقوع این جریان  در شرکتی مانند نفت و گاز پارس بعنوان بازوی اصلی شرکت ملی نفت که لیدری پروژه های کلان ملی را به دنبال نام یا بهتر بگوییم برند خود یدک می کشد، کمی حساسیت ها را مضاعف می کند. از آنجایی که شمار گاف های مدیریتی که در این مجموعه نفتی رخ داده است فراتر از انگشتان دست است باید روند این جریان را در چند اپیزود بررسی کرد و  به واکاوی آن پرداخت.

باتوجه به قدمت و تاریخچه شرکت نفت و گاز پارس، افراد مختلفی از بدو تولد آن به صندلی مدیریتی شرکت مذکور تکیه زده اند، اما از میان سیاهه مدیران  نام محمد مشکین فام با 22 سال سابقه کاری با تلالو خاصی خودنمایی می کند. او با داشتن  کارشناسی (مهندسی شیمی) سکانداری مجموعه مذکو را پس از علی اکبر شعبان پور (مدیرعامل سابق شرکت) از مهر ماه سال 95 برعهده گرفته است، به گواه کارکنان وبرخی از اهالی رسانه در این دوسال سیستم مدیریتی شرکت دچار چالش های متعددی شده است.    

بالطبع انتظار می رفت که در چینش سازمانی و اجرای وظایف مدیریتی حرکتی نه به قد و قامت یک اقدام انقلابی بلکه رویکردی متناسب درراستای حفظ ثبات روانی،  کارایی و راندمان شرکت عقبگرد نکند،  اما دریغا که این امر نه تنها رعایت نشد بلکه با   اغماض شاید هم سهل انگاری  در پست های زیر مجموعه حکم افرادی پاراف شد که  هیچی یک از  شاخص های  مدیریتی را برتارک خود ثبت نکرده بودند. 

 

اپیزود نخست؛ متحمل شدن یک  ضرر هنگفت  مالی؟ 

باتوجه به اهمیتی که پروژه های نفت و گاز پارس دارند وزارت نفت و مسوولان اجرایی تمام هم و غم خود را براین اصل گذاشتند تا تک تک فازهای 24 گانه پارس جنوبی را که گل سرسبد این مجموعه در کنار سایر پروژه ها اعم از میادین گازی پارس شمالی، گلشن و فردوسی هستند را با تمام قوا و انجام اولویت بندی که وزیر نفت برآن متمرکز شده بود پیش براند. 

درحال حاضر پروژه های  باقی مانده  13،14،11، 22،23،24  و فرازد B  میراثی که به دوره مدیریت مشکین فام واگذار شده است  در انتظار تکمیل و بهره برداری نهایی به سر  می برند. این درحالی است که  سرنوشت فاز 11 ، 14  و فرزاد B همچنان به امروز و فردا موکول می شود به ویژه فاز 14 که سابقه خوبی در کارنامه کاری خود  به ثبت نرسانده است. 

اما با توجه به اینکه محصول اصلی   پارس جنوبی در گاز و میعانات گازی خلاصه می شود یکی از رویکردهای مهم  ذخیره سازی میعانات گازی در مخازن مورد نظر می باشد. باتوجه به اینکه مخازن و تجهیزات مستقر در سکوهای گازی به علت قرارگیری در  دریا با  وجود گاز ترش در معرض خوردگی های سایشی و شیمیایی قرار می گیرند، تعمیر شان به منظور طولانی کردن عمر مخازن از اهمیت خاصی برخوردار می شود. 

 درحال حاضر این مخازن نیاز به تعمیرات اساسی دارند و علی رغم  زنگ زدگی محرز  قابلیت ذخیره میعانات را ندارند، اما پروسه تعمیرات از تابستان  سال جاری دچار اخلال زیادی شده است. قرار بود  حق وردی مسوول این طرح ماموریت خود را در این خصوص تا اوایل تابستان  به پایان  برساند، اما عدم موفقیت وی باعث شد تا مشکین فام او را برکنار کند و سعید ستاری را جایگزین کند. براین اساس انتظار می رفت تا شهریورماه تعمیرات به سرانجام برسد، اما این گزینه نیز نتوانست از عهده وظیفه محوله برآید و سرانجام کلاف سردرگم این طرح حدود دو هفته پیش به محمد مهدی توسلی پور رسید. درحال حاضر  مقرر شده است تا وی با حفظ سمت تا آخر زمستان این تعمیرات را عملیاتی کند.  حال اگر تا زمستان این میعانات به موقع ذخیره سازی نشوند برای نگه داشتن طولانی مدت کشتی ها روی آب برای عملیات ذخیره سازی، شرکت باید روزانه اجاره هنگفتی را بابت این کشتی ها متقبل شود. 

 

 

اپیزود دوم: پاسخ مدیریتی؛ خودتان پیگیری کنید!

اما در خصوص مراودات مدیریت با نیروهای انسانی به عنوان قلب تپنده هر سازمانی باید ملاحظاتی صورت گیرد و با سیاست و کیاست ویژه ای به هدایت این منابع پرداخته شود. امری که در شرکت نفت و گازز پارس می توان به جرات مدعی شد که به حاشیه رفته است. 

در زمان مدیریت سابق رسم پسندیده ای حکمفرما بود که  طی ماه جلساتی به صورت انفرادی و محرمانه با برنامه  و زمان بندی خاصی که برای پرسنل صورت می گرفت  دیدارهایی در قالب (10-20) نفر  با شخص مدیر برگزار می شد تا به وضعیت و شکایت های احتمالی آنان ترتیب اثر داده شود، رسمی که  پس از مدیریت جدید دیگر احیا نشد. همین پوئن منفی کافی بود تا اعتراضاتی به صورت چراغ خاموش در بطن شرکت چه در حوزه ستادی و چه در نیروهای مناطق عملیاتی عسلویه صورت بگیرد. از آنجایی که عدم ورود مدیریت به مسائل به بهانه نداشتن حوصله و ضیق وقت برای  درگیر نشدن با مدیران زیرمجموعه مشکلات متعددی را ایجاد کرده   بخش ها به صورت جزیره ای روند خود را طی می کنند. این امر به سان یک سهم مهلک می تواند با گرفتن رمق  نیروها شرکت را از پای در بیاورد.

 

اپیزود سوم؛ سماجت برای جلوس بر صندلی طلایی! 

قرعه قانون منع بکارگیری بازنشستگان  شنبه هفته گذشته به نام  شرکت نفت و گاز پارس درآمد تا از این تاریخ   زنگ هشدار را برای بازنشستگانی که همچنان بر مسند مدیریت خود تکیه زده بودند به صدا دربیاورد. اما در این میان صاحب یک صندلی طلایی همچنان در جایگاه خود جلوس کرده است بدون آنکه  نیاز به تغییری در پوزیشن خود در سمت مربوطه احساس کند. 

مرتضی زرین گل که تا پیش ازاین مجری فاز 14 ؛همان فازی که با عدم کارایی لازم مدت ها به گل نشسته بود و منجر به حیف و میل شدن بودجه های کلان توسط پیمانکاران شده بود؛  حال با عنوان یک شغل لوکس  با دراختیار داشتن فضایی تشریفاتی در مجاورت مدیرعامل روز را شب می کند. این درحالی است که نامبرده بعنوان  نیروی زبده  بنابود 10 سال پیش به افتخارسمت  بازنشستگی نائل شود ولی تا این لحظه و حتی با الزام  قانون منع به کار گیری بازنشستگان از اجرای آن سرباز زده است.

 

اپیزود چهارم؛ عزل و نصب های تاریخی!

حرکت جزیره ای زیرمجموعه ها، عزل و نصب های بدون توجیه و آگاهی، انتصاب افراد در سمت هایی که هیچ سنخیتی چه از نظر فیلد کاری و چه از نظر رشته تخصصی نسبت به آن جایگاه ندارند، عدم توجه به رضایتمندی نیروهای انسانی، همگی مشت نمونه خروار   غفلت هایی است که تبدیل به یک دمل چرکی شده است که هرلحظه انتظار می رود به شدت و حدت سرباز کند. از آنجایی که آپشن های انتخاب یک مدیر با صلاحیت در گروی تحصیلات عالیه، داشتن مهارت های مدیریتی، تخصص های مرتبط و تجربیات و عملکرد افراد است برهمین اساس قطعات پازل مدیریتی در یک سیستم چیده می شود، متاسفانه این امر درانتصابات مغفول مانده است.  

ردپای  این شاهکارهای انتصاباتی را می توان به وضوح در بخش های مختلف این شرکت رصد کرد؛ انتصاب مدیر منابع انسانی با  لیسانس علوم سیاسی، رئیس روابط عمومی با  لیسانس عکاسی، مدیربرنامه ریزی  و کنترل طرح ها با کارشناسی مهندسی شیمی  آن هم با بیش از 5 پایه اختلاف نسبت به سمت مذکورو... از مصادیق مذکور است.  اما این فقط یک روی سکه انتصابات در بدنه این شرکت است، در بخش های عملیاتی می توان به سراغ پروژه ای همچون  فرزادB   رفت که قرعه مدیریت آن به نام شبنم شهبازی با داشتن مدرک دکتری مهندسی اکتشاف و نفت افتاده است.  وی با حمایت رسول فلاح نژاد؛مدیر مدیریت مهندسی و ساختمان؛  که علاوه بر پست مذکور دارای سمت ها و پست های متعددی است و به نوعی دست راست مدیرعامل شرکت محسوب می شود، مدیریت این پروژه حساس را برعهده گرفته است. درحالی  است که از تاریخ مسوولیت پذیری هیچگونه حضور رسانه ای در باب توضیح و اطلاع رسانی نداشته است زمزمه هایی نیز از سوی پرسنل این بخش از نحوه مدیریت وی به گوش می رسد. 

عدم توانایی در به حرکت درآوردن چرخ های این شرکت منجر به نارضایتی و اخلال در امور شده است.  در چنین مواقعی که نیروهای انسانی یا به خاطر ترس از عقوبت اعتراض، زبان درکام می کشند و سکوت سازمانی اختیار می کنند، یا درنهایت با اعتراضات خود انتقاداتشان را علنی می کنند، درهردوصورت این اتفاقات حکم شمشیر دولبه ای را پیدا می کند که سقوط زود هنگام آن مجموعه را رقم می زند.

اخیرا خبرهایی به گوش رسیده است که برای اجرای قانون منع بکارگیری بازنشستگان  در شرکت ملی نفت افرادی برای جایگزینی بازنشستگان کاندید شده اند.

مدیرعامل شرکت ملی نفت باید به زودی جانشینی برای خود دست و پا کند، از اسامی مطرح شده  آنچه که نظرها را به سوی خود جلب کرده نام مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در لیست کاندیدها است که ظاهرا خیز خود را برای صدارت شرکت ملی نفت برداشته است. باید اذعان کرد عمق فاجعه جایی است که بی تفاوتی ها، عدم مهارت های مدیریتی و ... در شرکت های اصلی وزارتخانه اپیدمی شود، حال اگر این روند مدیریتی به سایر ارگان ها تسری پیدا کند چه آینده ای را می توان برای آن متصور شد؟  در شرایطی که صنعت نفت با تحریم های فرامرزی دست و پنجه نرم می کندآیا تحمل یک خود تحریمی دیگر را خواهد داشت؟!