آخرین اخبار
فراتر از نفت

توافق نفتی اوپک کوتاه‌تر می‌شود

مجلس با قدرت مقابل گرانی حاملان انرژی بایستد

مالزی دوباره مشتری نفت ایران شد

شلیک موشک به سانچی دروغی آشکار است

نفت برنت بالای ۷۰ دلار ایستاد

درخواست مهم ایران از چین درباره سانچی

اصل فساد چند هزار میلیاردی در بانک سرمایه رخ داده بود

رفع مشکلات پالایشگاه بندرعباس در سطح استانی و ملی پیگیری می‌شود

امیدی به یافتن پیکر ۲۹ پیکر جانباخته سانچی نیست

جعبه سیاه کشتی چیست و چه کار می‌کند؟

گسترش قابل توجه لکه نفتی سانحه سانچی

‌جعبه سیاه نفتکش با حضور کشورهای ذی‌نفع باز می‌شود

پیام تسلیت وزیر خارجه چین به ظریف

آیا رادارهای سانچی در زمان بروز حادثه خاموش بوده است؟

آیا مقصد نفتکش ایرانی کره شمالی بود؟

چرا پرچم پاناما به‌روی نفتکش ایرانی نصب بود؟

برای نجات خدمه سانچی کوتاهی نشد

«پمپ‌بنزین پول پارو نمی‌کند»!

نفتکش مثل یک بمب شناور است

اوپک ناکارآمد است، چرا؟!

افزایش قیمت بنزین تاثیری در کاهش مصرف ندارد

چرا ملوانان نفتکش سانچی حتی فرصت فشردن دکمه اضطرار را پیدا نکردند؟

هزینه امدادرسانی به نفتکش سانچی بر عهده کیست؟

سانچی با استانداردهای جهانی تولید شده بود

پیچیدگی ابعاد حقوقی پرونده سانچی

توسعه پایدار، اشتغال و ارزش افزوده؛ نتایج تکمیل زنجیره ارزش در صنعت و بازرگانی

مریم طبرسا- کارشناس رسانه
۱۲:۱ - ۱۳۹۶/۵/۲۳کد خبر: 64702
مشکل امروز کسب و کار، صنعت و بازرگانی در ایران، عدم شناخت دقیق حلقه های زنجیره ارزش می‌باشد. به همین خاطر بهره وری ما پایین بوده و قیمت های تمام شده قابل رقابت نیستند. از آنجا که عمده قیمت تمام شده کالاها، مربوط به مواد اولیه می‌باشد، تامین مناسب این بخش مهمترین حلقه این زنجیره می‌باشد که ارتباط زیاد با بحث واردات و هم صادرات دارد. به عنوان مثال، توسعه پایدار در پتروشیمی، اشتغال زایی و ایجاد ارزش افزوده در این صنعت را به دنبال دارد که این امر با کامل کردن زنجیره ارزش فرآورده های بالادستی و توسعه صنایع پایین دستی به دست می آید.

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،صادرات و واردات، دو کفه ترازوی تجارت هستند. به خصوص در شرایطی مثل بازار ایران که سرمایه های جدید به آن تزریق نمی شود و در چنین بازاری رشد مالی به مراتب وجود ندارد و یا به ندرت رشد مالی دارد. در واقع هر فعالیت تجاری در ایران یک قمار محسوب می شود.

مشکل امروز کسب و کار، صنعت و بازرگانی در ایران، عدم شناخت دقیق حلقه های زنجیره ارزش می‌باشد. به همین خاطر بهره وری ما پایین بوده و قیمت های تمام شده قابل رقابت نیستند. از آنجا که عمده قیمت تمام شده کالاها، مربوط به مواد اولیه می‌باشد، تامین مناسب این بخش مهمترین حلقه این زنجیره می‌باشد که ارتباط زیاد با بحث واردات و هم صادرات دارد. به عنوان مثال، توسعه پایدار در پتروشیمی، اشتغال زایی و ایجاد ارزش افزوده در این صنعت را به دنبال دارد که این امر با کامل کردن زنجیره ارزش فرآورده های بالادستی و توسعه صنایع پایین دستی به دست می آید.

در خیلی از مواقع حتی بازارهای هدف را هم نمی شناسیم و نمی دانم کجاست؟ مطالعه بازارهدف به زبان ساده یعنی اینکه ببینید در دنیا چه خبر است، روند بازار به سوی کجاست و چه فرصت هایی وجود دارد، اولین گام در یک تحقیق بازار صادراتی، انتخاب بازار هدف است، اساساً بازار هدف ما کجاست؟

مطالعه بازار هدف هم حتی تنها با ریز نگاهی به شاخص درآمد و تغذیه و آمار جمعیت امکان پذیر نیست ،ما در کشوری زندگی می کنیم که ارتباط دیپلماتیک قوی ای با دنیا ندارد. مناسبات سیاسی تاثیر زیادی بر بازار دارد و علاوه بر آن نبود سیستم حمل و نقل یکپارچه و قوی، نبود حمایت دولتی جهت شرکت در نمایشگاههای تجاری بازار هدف و حتی نبود سیستم روادید مطمئن و بین المللی که به خاطر تحریمها و اعتبار گذرنامه است و همچنان که می بینیم تنها مجموعه تجارت ایرانی را در  عراق و افغانستان و کشورهای اسیای مرکز همچون ازبکستان، تاجیکستان و......را بازار اصلی ما کرده است،

متاسفانه فرم اقتصاد ما به سمت سیستم واسطه گری رفته در نتیجه چیزی که وارد می شود همسو با نیاز تولیدی کشور نیست. از جنبه صادرات اگر از دید یک شرکت خارجی به بازار ایران نگاه کنیم به فاکتورهایی مانند فراوانی مواد اولیه ( نه تکنولوژی) ، بی ارزش بودن پول ایران(درنتیجه واردات از ایران را به صرفه می کند) ، ارزان بودن نیروی کار(اگر به یورو یا دلار حساب شود)، بازار داخلی وسیع بر می خوریم در اقتصاد های دیگه این فاکتورها شما را به سمت صادرات بیشتر سوق می دهد ولی در مورد ما نه!......

زیرا اشکال کار جای دیگری است. اشکال در ناتوانی اقتصاد برای برون رفت از بیماری دولتی بودن است. اشکال در ضعف نظام بانکی است. اشکال در ضعف ارتباطات بین المللی است. اشکال در اینست که ما قائده بازی در بازار جهانی را بلد نیستیم. اشکال در انزواست. فرصت ها در این بستر بیمار شکل نمی گیرند. چندی  پیش جمله ای از بزرگواری در اتاق بازرگانی شنیدم مبنی بر اینکه اتاق بازرگانی نماینده بخش خصوصی است و إز حقوق اقتصادی آنها دفاع می کند. و اتاق خود را مشاوره سه قوه می داند حال با تعبیری که اینگونه در این  ادبیات پیداست آیا این امر تا کنون محقق شده و یا اگر اتفاق افتاده توانسته بخش خصوصی را راضی نگه دارد به خصوص در شرایط بحرانی اقتصادی و تحریم ها؟ آیا بخش خصوصی توانسته در سایه اتاق بازرگانی دین خود را به دو کفه تجارت ایران که همان صادرات و واردات است ادا کند؟ و پرسش هایی نظیر این که آیا اتاق بازرگانی به تنهایی می تواند اقتصاد به کما رفته بخش خصوصی را نجات دهد؟ 


خبرهای مرتبط:



» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *


سایت خبری تحلیلی نفت ما